خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

احتمالا شماها از من آدم بهتری هستید.روح بی آلایش تری دارید و قلبتون به ذات الهی نزدیکتره!پس احیانا بیشتر دچار دریافت های قلبی شُدید یا با نشونه هایی از وجود خدا،از لطف و رحمتش و همچنین عدالتش برخورد کردید...انگار که پازل آفریده های خدا چه از بعد مادی و از چه بعد معنوی،دچار آنچنان هارمونی و نظم و قانونی هست که نمیشه هیچ وقت از هماهنگی اون دور شد یا چشم پوشید و یا فرار کرد!...اینه که از هر دست که بدی،از همون دست هم می گیری!...اینه که روزی تو،چه روزی قلبت و چه روزی جیبت دست همون کسیه که توی قلب تو خونه داره!که اگه قلبت فراخ باشه و گرم باشه و مهربون باشه،لاجرم جای مهمون قلبت هم بهترین جای دنیاست و جهان میشه به کامت!روزی تو میشه زیاد و آن چیزی که به دستت میاد نه از دست چپت هست که حتما بر دست راستت گذاشته میشه!که سپید هست و پاک هست و حتما بوی بهار رو میده!...به خوبی به یاد میارم که یک روزی یک نفر بهم گفت که ما نون قلبمون رو می خوریم!...ای کاش،ای کاش ما همون قدر که در حرف زدن تواناییم در به یاد سپردنشون هم استاد بودیم.شاید بدین ترتیب ما در چاه خود ساخته خودمون بیشتر از پیش پایین نمی رفتیم...اگر ماها آدم های موندگاری باشیم نه به خاطر گل روی جمالمون هست و نه احیانا به خاطر سنگینی مال و منالمون!حتما شما بهتر از من می دونید که موندن به این دنیا فقط با نام نیک میسر میشه!و البته از قدیم الایام هم گفتند که گفتار نیک،پندار نیک،کردار نیک...باشد که پایدار باشیم و رستگار شویم و انسان بودنمان را پاس بداریم...آمین!

 

پینوشت:

 

1- دختر ساده ای نیستم که اون چیزی رو که سخت به دست آوردم،راحت از دست بدم...می دونم به دست آمده ام،باد آورده ای نیست که از پس از دست دادن ارزونش،گره ای به پیشونیم نیفته و دلی از من نلرزه و هیچ غمی به روی خودم نیارم...چیزی که سخت به دست بیاد میشه یه ثروت بزرگ.میشه گنجی عظیم که باید مراقبش باشی،حفظش کنی و پاسدار حرمتش باشی!و تویی که این سخت ِ شکوهمند رو به دست آوردی حتما کوله بارت آنقدر پر از تجربه شده که بیدوار به هر بادی نلرزی و بادبان رو با هر موج ولو کوچک یا بزرگی پایین نکشی.بنابراین منی که در شب یلدایی تو صاحب روز شده ام دور از ذهن هست که همچنان در قفس ابری شب،ماه اسیر باقی بمونم...پس پر پیراهنت را به من بده تا پُر پَر و بال شوم!

 

2-می خوام بدونم هنوز سوار خر شیطون،حالت بد تشریف داره؟فکر نمی کنی وقتش شده که زنگ بزنی و عذر خواهی کنی؟بلکه نظر همایونیمان بر این قرار بگیرد که شما را ببخشاییم؟...(مثل این هفته نامه های درپیتی(که البته هممون هم می خونیمشون)شد که یک صفحه اون مخصوص پیغام های خصوصی آدمهاست)...لطفا ننشینید به حدس زدن که مخاطبش کی هست و چی هست؟حدساتون رو بذارید واسه خودتون و ما رو به هر کسی که از راه میرسه پیوند ندید...مطمئنا توی این دنیای بلاگ نویسی تنها کسی که ما رو تا سرحد جنون روانی میکنه و به هیچ وجه نمی خواهیم سری به تنشون باقی بمونه یک نفر هست که البته هیچ کس مثل پروانه جونم اونو نمیشناسه:دی

 

3- اینقدر این روزها هوا خوبه،آسمون خوشرنگ تره و همه چیز کیفیت بهتر داره که آدم از خوشی دوست داره بمیره خدای ناکرده...دور از جون تک تکمون!

 

4-به طرز عجیبی دلم برای چند نفری تنگ شده...پروانه،نیکو،مرجان،مهدی،رضا مشتاق،دلفین و البته نگاهی نو...

 

5- اوووه!...از این هم عاشقانه تر میشه آیا؟...فکر کنم مارتیک عاشقانه ترین آهنگ دنیا رو خونده...با تو بد نیستم...کاری به جزء دوست داشتن تو بلد نیستم...دلم کل آلبومش رو می خواد!